خرید بک لینک
شاید اعلامیه ام نقطه پایان باشد..مرگ سخت است اگر زندگی آسان باشد..دختر خان ده ما به کسی میخندد، که بداند طرفش هم پسر خان باشد! وای بر عاشقی.. وای بر عاشقی.. نوح برگرد بگو من چه بگویم به خودم! چیست تکلیف دلی که پی طوفان باشد؟ بین این مردم بد بین به هوای ابری... مرد میمیرد اگر عاشق باران باشد! پ ن :

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

راستی شعر مرا می خوانی؟نه دریغا هزگز باورم نیست که خواننده شعرم باشی کاشکی شعر مرا می خواندی! بی تو من چیستم؟ ابر اندوه بی تو سرگردان تر از پژواکم در کوه گردبادم در دشت برگ پاییزم در پنجه باد چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟ بی تو مردم، مردم گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

این حال های گذرنده که رنگ کلمات دارند و بی تابی آنها در نور سیاه واژه ها سرمایه ی ترحم و تاثر است، به غزل موسوم اند. عکسهای تازه در قابهای کهنه، شاید چشم نواز نباشد اما حقیقی اند. احوال روزگار ما همین بود! ببخشید اگر چنان در آیینه کلمات نگریستیم که نگاهمان خراشی شد بر گونه ی آن. خراشی شدیم بر گونه ی آیینه تا انکارمان نکنند. سرمایه ی ما همین احوال مچاله شده است، همین نگاه مغموم!

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

لیوانی آب باشد
و خُردهای نان
و دستهای تو...
هیچ پرندهای
به اندازهی من
این قفس را
دوست ندارد...!

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:57 توسط احسان گالیانو |

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

خستگی را،
آغوشِ تو در می کند!
وقتی نیستی،
عجالتاً قهوه می خوریم!

چه كنيم؟!

#عليرضا_روشن

+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:10 توسط احسان گالیانو |

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

جاییهست که دیگه کم میاری از اومدنها , رفتنها , شکستنها

جایی که فقط می خوای یکی باشه

یکی بمونه

نره ، واسه همیشه کنارت باشه

من الان اونجام

تو کجایی ؟

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

صفحه بندی